اندیشه استاد الهی در هفت اصل
نوشته امانوئل کنت
اندیشه استاد الهی سیستم منطقی منظمی است که جنبههای نظری و عملی «معنویت فطری» را تشریح میکند. « فطری» را میتوان به دو معنا دریافت: به معنای معنویتی که با طبیعت حقیقی انسان و سرشت او و نیازهای درونی او منطبق است و نیز به معنای معنویتی مدرن، سازگار با روان و عادات انسان این زمان، که متفاوت است با معنویت سنتی که عرفا و قدیسین گذشته تجسم میبخشیدند و بنا بر اصول، شور و حال را بر امر عقلانی ممتاز میداشتند.
اندیشه استاد الهی بدانسبب که میکوشد معنای معنویت را با برگشت به آنچه بنیادهای آن را میسازد تدقیق کند، به این پرسش که چرا انسان نمیتواند از معنویت درگذرد، نیز پاسخ میدهد. ابتدا باید این مطلب مهم را بررسی کنیم تا بهتر دریابیم که استاد الهی چگونه موفق میشود معنویت را در چارچوب موجودیت انسان سامان بخشد.
استاد الهی کیست؟

پروفسور جیمز. و. موریس
استاد الهی، قاضی، موسیقیدان و فیلسوف به سال ۱۲۷۴ شمسی در کردستان ایران به دنیا آمد. بنا به سنت خانوادگی، دوران کودکی اش با ریاضت و تعمق سپری شد. از ۲۴ سالگی، بتدریج سنت پیشین را که از نظر او با این زمان مطابقت نمی کرد، به کنار نهاد. سپس به تحصیل علم پرداخت و زندگی اجتماعی فعالی را در بطن جامعه در پیش گرفت. شغل قضاوت برگزید و بر اساس تعهدات شغلی، در جنبش گسترده سکولارسازی جامعه ایران سهیم شد. استاد الهی خلاف مسیر جریان های رایج تعیین شده قدم نهاد: هدف او دوری گزیدن از اجتماع و یا بازگشت به روش سنتی نیست بلکه، به عکس، راه برد به عرصه زندگی مدرن و بسط اصول فعال موجود در خردهای قدیم به شکلی نو است. استاد الهی در عین حال موسیقیدانی استثنایی است. آهنگها و اجراهای او هنر تنبورنوازی را متحول نمود. شهرتش در تنبورنوازی سبب شد بعد ها استاد این ساز محسوب شود. استاد الهی در سال ۱۳۳۶ شمسی بازنشسته شد و از آن پس تمامی اوقات خود را صرف موسیقی، تحقیق و نگارش نمود. استاد الهی بینش اخلاقی و سیرکمال معنویِ حاصل از تجربیات زندگی خود را در چندین اثر در زمینۀ فلسفه و الهیات به نگارش درآورد. او در سال ۱۳۵۳ شمسی در تهران درگذشت.