جهانشمولی نقطه وحدت
« هر کس تمام ادیان را محترم شمرد، مرامش بر حق است.» « ادیان در فروعات با هم فرق دارند وگرنه اصل راه و مقصد در تمام ادیان یکی است.» (برگزیده، گ ۳۳ و ۳۶)
«در مکتب حقیقت، هیچ مذهبی فرق نمیکند. هیچ نژاد و رنگی مطرح نیست و فرقی هم بین اناث و ذکور نیست.» (برگزیده، گ ۲۱۴)
اندیشهٔ استاد الهی بر معنویتی جهانشمول استوار است؛ معنویتی که قادر است از هر نوع تعصب دینی، قومی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی فراتر رود. زیرا این نگرش ملهم از مفهوم یگانگی مطلق خداوند است، یگانگیای که تفرقه، تجزیه و تصرف در آن جایگاهی ندارد. این معنویت انسان را ترغیب میکند که ازهرگونه نگرش انحصارگرایانه به حقیقت دوری کند، چرا که چنین نگرشی حقیقت را به بستری برای افراط گرایی میکشاند، افراطگراییای که ریشه در اشتیاق کورکورانه و جهل دارد و نه معنویتی کاربردی.
تأکید بر توحید در آثار و زندگانی استاد الهی به چنان جایگاهی رسیده است که در گفتاری میگوید:
«موحد محض، کسی است که جز خدا چیزی نبیند و هر جا نگاه کند خدا ببیند…. احول بین (دوبین) معنوی بدتر از کور باطن است.» (برگزیده، گ ۳۶۸ )
کسی که معنای حقیقی وحدانیت الهی را درک میکند، خود را میشناسد، خدا را میشناسد و دیگر هیچ اسراری در خلقت برایش باقی نمیماند.
استاد الهی همانطور که در مناجات خود بیان میکند حقیقت رادر «نکته وحدت» یافته است. رسیدن به مرحلهٔ وحدت، مرتبهای نهایی است که در آن فکر دیگر متفرق و پراکنده نیست، فرد خود به خود از مرحله دعا و مناسک ظاهری فراتر میرود.
خداوند یکتا، نظمدهندهی جهانها، خالق کل مخلوق، «ایجاد کنندهی ممکن و موجود» همانی است که استاد الهی در تمام دوران زندگیاش «به قطع و یقین» به او ایمان داشت و لحظهای از تلاش در انجام وظیفه در راه اوغافل نشد.
اجرای دستورات خداوند، و بهرهمند کردن دیگران از نعمات او و آموزش راهی که به یکتا منتهی میشود، به علاوه، جوهرکشی ادیان مختلف،، عصاره زندگی این استاد ایرانی را تشکیل می داد، استادی که کاملا با اولوهیت عالمگیر همسو بود:
« هر جا صدای خدا میشنوید احترام کنید، استقبال کنید، فیض بگیرید و کار نداشته باشید کیست و کجاست و چکاره است؟ من و تو نکنید، زیرا هدف یکی است.» (برگزیده، گ ۳۴۶)
به تمام ادیان باید احترام گذاشت، زیرا حقیقت آنها یکی و اصول بنیادینشان یکسان است. ادیان تنها در فروعات فرق میکنند، و شیوههای عبادات و آیینها ممکن است متفاوت باشند، اما اصول الهی تغییر نمیکنند.
نتیجهٔ این دیدگاه، اخلاقی جهانی است که بر اساس آن بهترین عبادت این است که دیگران را به راه راست۱ هدایت کنید؛ «راه راست یعنی نه افراط باشد نه تفریط.» ( آثارالحق ج۱، گ ۲۹۲)
۱ – «راه راست راهی است که در آن حد افراط و تفریط زندگانی دنیا و عقبا از بین میرود، خیر الامور اوسطهاست. مستقیم که شد راست است و راست که شد حق است.» (آثارالحق ج ب، گ ۱۰۷۸). راه راست، یعنی نه افراط باشد نه تفریط. در کار و امور چنان باش که نه خودت ناراحت بشوی و نه دیگران را ناراحت کنی. ( آثارالحق ج۱، گ ۲۹۲)
با عرض سلام :
باز هم ممنون و شکر از درگاهش؛
مطالب را وقتی می خوانیم در عمق وجودمان وارد می شود، مثلا وقتی گفته می شود
خداوند یکتا، نظمدهندهی جهانها، خالق کل مخلوق، «ایجاد کنندهی ممکن و موجود»
انرا حس میکنیم که البته چون در روحمان وارد می شود، ان حس قابل بیان نیست.
ویا وقتی می فرمایند:
استاد الهی در تمام دوران زندگیاش «به قطع و یقین» به او ایمان داشت و لحظهای از تلاش در انجام وظیفه در راه اوغافل نشد.
این را به ما یاداوری میکند که با ایمان داشتن در انجام وظیفه لحظه ای از تلاش در انجام وظیفه غافل نشویم.
و اگر بخواهیم به این متن کوتاه بیندیشیم و عمل کنیم برای این عمر کوتاه کافی است. ولی خوب در کنار ان این نفس را داریم و درگیر ظواهر مادیات هستیم که باید همراه با مبارزه و تلاشی دائمی و با جدیت باشیم. که امیدوارم با توفیق از خودش موفق شویم و به رضای او برسیم.
با سلام
بینهایت تشکر می کنیم از متیس عزیز ودست اندر کاران محترم واقعا مقاله عالی عالی بود خدا را هزاران بار شکر می کنیم که در این یخبندان معنوی لطف خدا ی بزرگ شامل حال همه ما شده انشالله که خدا توفیق بدهد بتوانیم این نکات ارزشمند را به عمل در آوریم .
با تشکر فراوان
با سلام
دو مقاله ی اخیر را مطالعه نمودم، و هر چه فکر کردم دیدم هیچ کلمه ای قادر به توصیف اثرات قلبی و فکری که این دو مقاله بر من داشته و در من منجر به انگیزه ی عملی بهتر در رابطه با اخلاقیات شده، نیست. این جمله « راه راست، یعنی نه افراط باشد نه تفریط. در کار و امور چنان باش که نه خودت ناراحت بشوی و نه دیگران را ناراحت کنی»، چنان مرا فکر فرو برد که بایستی یک تغییر اساسی در عملکرد خود ایجاد کنم.
با تشکر قلبی از زحمات شما و درج این مقالات بسیار با ارزش که ما را به راه راست هدایت می کند.
با سلام و تشکر از زحمات دست اندر کاران
چگونه میتوان شکر اینهمه نعمت را بجا اورد ؟ چقدر به خواندن این مقاله زیبا نیاز داشتم خدایا یک لحظه به خودم واگذارم مکن.
به نام خدا
با سلام
من نیز فکر میکنم فروعات کنار خواهند رفت و همه دنیا در پرستش خدا واحد و یکتا پرست خواهند شد ودر انزمان اختلافات بین ادیان نیز پایان میگیرد انشاالله
امیدوارم روزی فرا برسه که شاهد معنویتی جهان شمول بر پایه اندیشهی استاد الهی باشیم.
تشکر از زحمات شما برای دسترسی به این مطالب ارزشمند
گاهی اوقات خوب که نگاه کنیم متوجه می شویم من … ، حتی بین نحوه عبادت خودم و دوستان و نزدیکان ، درونا زاویه و تفاوت قائلم ،که اکثر اوقات هم بزبون نمیارم ولی متأسفانه دل صاف نیست و غرور ناشی از جهل بوضوح دیده می شود
برای درونی کردن این آموزهها:
در مواجهه با دیگران، بهطور روزانه، یک عمل کوچک انجام دهم که نشاندهنده احترام به اعتقادات یا هویت دیگران باشد و از هرگونه افراط و تعصب دوری کنم.
راه راست، یعنی نه افراط باشد نه تفریط. در کار و امور چنان باش که نه خودت ناراحت بشوی و نه دیگران را ناراحت کنی. ( آثارالحق ج۱، گ ۲۹۲)
اینکه “دیگران را ناراحت نکنی” برایم قابل درک تر است از اینکه “خودت ناراحت نشوی”.
برای اینکه خودمان ناراحت نشویم گاهی باید تغییر نگرش بدهیم، چارچوب های ذهنی مان را تغییر بدهیم. نوع نگاه مان به قضایا باید تغییر کند. خلاصه خودشناسی، کار روی نقاط ضعف و مبارزه با نفس فراوان می طلبد.
بین اینکه من ناراحت نکنم یا دیگران رنجیده نشوند یک «فرق منصفانه» مستتر است.
ارجاع به مطلب «توجه به نقد منصفانه از طرف دیگران» در کتاب راهکار عملی
با سلام و تشکر از متیس عزیز بخاطر این مقاله زیبا
((استاد الهی همانطور که در مناجات خود بیان میکند حقیقت رادر «نکته وحدت» یافته است))
(دکتر بهرام الهی در کتاب مبانی می فرمایند :زیباترین چیز و والاترین ارزش در خلقت حقیقت است ).
حال در اینجا میخوانیم استاد حقیقت را در نکته وحدت یافته است و از طرفی اخلاق اصیل باعث میشود که انسان به حقیقت تبدیل شود.
میتوان چنین برداشت کرد کسی که بتواند در این دوره اخلاقیات اصیل و انسانیت را در خود پرورش دهد در واقع به معنویتی جهان شمول عمل کرده است
با سلام وتشکر از مقالات پر بارتان از یکتا می خواهم روزی یک کاری جلوی پایم بگذارد که بتوانم به تکمیل انسانیتم کمک کند . با خودم می گویم این آمدن ورفتنت از بهر چه بود ؟ جواب را استاد فرمودند (تکمیل انسانیت ).
سلام بر متیس عزیز وتشکر فراوان،
روزی نیست که خدارا هزاران بار شکر نکنم از داشتن استاد عزیز،
با آموختن درسهای ایشان خودم را شناختم، خدای مهربانم را که از بچگی با او بودم و به طریق بچگیم در وجودم حسش میکردم را بیشتر و بیشتر شناختم تا به امروز که لحظه ای از او غافل نیستم ( با تمام وجودم سعی میکنم که نباشم ) و با او حرف میزنم و اعمالم را مرور میکنم و گاهی اشک شادی و گاهی اشک ناراحتی از عملم میریزم. اگر کسی مرا از دور ببیند میگوید طفلی با خودش حرف میزند.
الهی شکر
خدایا شکرت بابت این همه نعمت
ازدست وزبان که….برآید
کز عهده شکرش به درآید
سلام
“اندیشه استاد الهی بر معنویتی جهانشمول استوار است؛ معنویتی که قادر است از هر نوع تعصب دینی، قومی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی فراتر رود”
این جمله کمی مرا به فکر فروبرد. گاهی در اطرافم، بر روی افرادی که غیر از کشور خودم هستند، حساسیت به خرج میدهم. اگر درست برداشت کرده باشم، شاید یک نوع تعصب قومی و فرهنگی باشد. در این صورت باید با آن مبارزه کنم.
با سلام
…
” راه ما راه کتاب های آسمانی ست “۔۔۔ ( ملک جان نعمتی ص ۱۴۹ )
” تفاوت گذاشتن بین مقامات معنوی برای روح ضرر دارد و جبران ناپذیر است ۔۔۔ زیرا تا خدایی نباشد مقامی وجود ندارد ۔ و زمانی که مقام از طرف خدا باشد ، هر ماموری برای خلق بیاید از طرف خداست و خدا آنها را بنا به مقتضیات زمان و مکان می فرستد ، چگونه فرق بدانیم بین عیسی و موسوی و محند (ص) اینها هر کدام از طرف خدا مامورند و مقامشان از طرف خدا بوده ” ۔۔ ( ملک جان نعمتی ص ۱۴۵ )
” فلاسفه می گویند از وحدت جز واحد به وجود نمی آید ، وقتی به مقام وحدت رسید نه دوئیتی بین خودش و خدا بوجود می آید نه دوئیتی در چیرهای دیگر ۔ وقتی وسط دریا رسیدی هر جا تماشا کنی جز آب نمی بینی ، ولی شرطش این است از خشکی دور شوی و وسط دریا باشی ” ۔۔۔۔ ( آثارالحق جلد دو صحفه ی ۳۰۷ ) .
باسلام
با خواندن این مقاله ها و تعالیم به روز استاد و مرور زندگی پر فراز و نشیبی که داشتم و باکمی توجه و سعی در انجام تعالیم، باکمی تأمل متوجه وجود تمام مسائل و مشکلات میشوم و اینکه پدر عزیزمان فراموشمان نمیکندو همه جا مراقبمان است هرچند که ما متوجه نشویم.
سپاس از شما بخاطر تمام این آگاهی هایی که میدهید.
خدا قوت و با تشکر از گردآوری مطالب،
مورد عملی مهمی که در انتهای مقاله در مورد هدایت به راه است نتیجه گرفته شده با توجه به شرایط اجتماعی و سر ریز شدن ظروف معنویت های انحرافی و ایگو پسند در جامعه و مبلغین و راهنمایان خود محور و «ذات نداران حراف» و بلبلان وراج در جامعه بسیار حساس است.
بهترین نوع هدایت به حقیقت و راه راست همان عمل به صراط مستقیم که بینیاز از هر دعوتی و گفتمانی است.
در آثار الحق جلد اول البته مواردی را در ارتباط با تبلیغ و مبلغ و شرایط ذکر شده ولی قطعا بینیاز از عمل شخصی نیست چرا که
«شکسته استخوان داند قدر مومیایی را»
قطعا مسیر در دست ما نیست ولی فرمان در دست ماست و اگر راننده خود نابلد باشد قطعا مسبب انحراف سایرین خواهد شد.
با سلام
و نیز تشکر فراوان از متیس گرامی
” …. چنانچه روزی تماس و گفتگوی عینی با ارواح از طریق علوم رسمی و تکنولوژی ( مثلا از طریق نوعی تصاویر تلویزیونی) برای عموم میسر شد _ که خواهد شد _ …..در آن زمان ادیان دروغین و راه های معنوی منحرف و ایگو پسند، اجبارا ساکت می مانند، زیرا حقیقت از طریق علم و تکنولوژی بر همگان آشکار می شود. هدایت الهی در دسترس عموم قرار می گیرد و اکثر مردم از آن پیروی می کنند. ”
راهنمای عملی، پانویس ص ١٧٠_ ١٧١
در واقع با آشکار شدن غیر قابل انکار حقیقت، تمام اختلافات دینی و عقیدتی نیز از میان می رود و وحدت جای تفرقه را خواهد گرفت.
سلام به همگی و ممنون از متیس برای این مقالات
دوستان فرق بین نقطه وحدت و نکته وحدت چیست ؟
سلام متیس عزیز و سپاس از زحماتتان
بسیار شاکرم از داشتن استاد الهی و درسهای پربار معنوی، در لحظه لحظه زندگیم حضور او را کاملا احساس میکنم، همیشه هم به من درس دادند و هم حمایتم کردند.
با سلام وتشکر فراوان از مطالب بسیار مفیدتان
در پانویس درج شده است :
راه راست، یعنی نه افراط باشد نه تفریط. در کار و امور چنان باش که نه خودت ناراحت بشوی و نه دیگران را ناراحت کنی. ( آثارالحق ج۱، گ ۲۹۲)
دراین مورد برای من این سوال پیش آمده است: به دلیل تفاوت هایی که ما از نظر روح و روان و طبیعت وکلا شرایطمان باهم داریم، خیلی وقت ها ممکن است آنچه من دوست دارم و کلا هم از نظر اخلاقی خطا نیست موجب ناراحتی یکی از نزدیکانم شود که طبع و شرایطش با من در این مورد فرق دارد ، (مثلا من ارتباط و رفت و آمد و دیدار یکدیگر را دوست داشته باشم ولی طرف دیگر نه)
چنانچه من بخواهم مطابق طبیعت وشرایط خودم در حد تعادل رفتار کنم او نمیپسندد و معذب می شود و اگر بخواهم مطابق طبع و شرایط او رفتار کنم خودم در فشار و ناراحتی قرار میگیرم. به نظر شما در چنین شرایطی چگونه باید رفتار کرد که نه خودم ناراحت شوم و نه دیگران را ناراحت کنم؟
ممنون
معنویت تماما شامل همین سوالات است که پاسخ دادن به این سوالات «کوشش شخصی» و «کشش یکتایی» را می طلبند.
«… اخلاقیات خیلی پختگی میخواهد…»
با سلام
امروز دوستم که عقیده اش من متفاوت هست ( البته جز ادیان یکتا پرست حقیقی هست ) برایم یک لینکی فرستاد و سفارش کرد حتما باز بکنم و گوش بدهم
اولین بازخورد فکریم این بود که خودم دسترسی کاملتر و به روز تر از آن را که دارم
اما بلافاصله یاد این دو مقاله اخیر افتادم و از او تشکر کردم
و به یاد این گفتار استاد افتادم
هر جا صدای خدا میشنوید احترام کنید، استقبال کنید، فیض بگیرید و کار نداشته باشید کیست و کجاست و چکاره است؟ من و تو نکنید، زیرا هدف یکی است
امیدوارم قدرشناس این پرورش فکر باشم
سلام سایه جان
باین میماند که شما از آب زلال سیراب باشید
حالا اگر کسی آب بشما بدهد، تشکر می کنید
یا حداکثر آن آب را هم می گیرید
خاصیت آنرا هم قبول دارید
ولی چون میل ندارید، نمی نوشید
سلام جناب احمد عزیز
فرمایش شما درسته
چون که صد آمد نود هم پیش ماست
من از دوستم تشکر کردم
ولی از آب ننوشیدم
چون خودم از آب زلال سیراب هستم
متشکرم از شما
با سلام
در پاسخ به ” ناشناس ” در ارتباط با فرق بین نقطه وحدت و نکته وحدت :
یکی از معانی نکته همان نقطه است ، لذا نقطه وحدت یا نکته وحدت هردو یکی است و معنی آن یعنی( یکتای ملموس) .
قابل توجه تاجایی که حافظه من یاری میکند من در کتب
” نقطه وحدت” دیدم، اما چنانچه در جایی هم نوشته شده است نکته منظور همان نقطه است.
در شهادتین اهل حق بزبان فارسی
بیت نهم
مندرج در آثارالحق ج۱
استاد می فرمایند
… زنکته وحدت یافتم حقیقت…
با سلام
دوست عزیز ناشناس
طبق تعاریف و طبقه بندی دستور زبان، کلمات ( نقطه) و ( نکته) هر دو ( اسم) هستند اما (نقطه) در رده (اسم ذات) قرار دارد و (نکته) در رده (اسم معنی). به زبان ساده اسم ذات به چیزی اطلاق می شود که قابل دیدن باشد و اسم معنی به چیزی که قابل رؤیت نیست.
با توجه به این تعاریف شاید بتوان گفت:
( نکته وحدت) حقیقت تام است= یکتا
و (نقطه وحدت) در بردارنده و تجلی آن حقیقت تام= مظهرالله
” حقیقت مطلق، یکتاست، مبدأ حقیقت است و هر حقیقتی از او ناشی می شود.” راهنمای عملی ص ٢٣٢
” در رأس همه ی ذات دارها، نقطه ی وحدت (یکتای ملموس) قرار می گیرد که دربردارنده ی دایم ذات یکتایی به طور کامل است، آن چنان که گویی با او یکی است.” ر.ع ص ۶٠
سپاس
با سلام و تشکر فراوان از شما
عمرمان سریع میگذرد. آرزویم این است که از این دوران استثنایی معنویت نهایت استفاده را ببریم و عمر و وقت را مفت نبازیم. .
سپاس
با سلام و عرض ادب
صراط مستقیم و نعمت چیست؟
در هر کاری راه مستقیم ، بهترین وکوتاه ترین است. در جای دیگر می فرماید هر کس خدا را پرستید و او را بر حق و حقیقت شناخت و همه چیزش را به او واگذار کرد و همه را از او دید، این است راه راست و این است نعمت.
وقتی با ایمان محکم و اطمینان قلب، تمام کارهایمان را بخدا واگذار کردیم و تمام اوامر او را بجای آوردیم و از نواهی پرهیز کردیم ، هر چه برایمان پیش بیاید خیر و مصلحت است، زیرا می دانیم که او خیرخواه و حافظ و نگهدار ماست.
آثار الحق چاپ پنجم گ ۱۱۲۵
با سلام و شکر فراوان از یکتای بیهمتا و تشکر از متیس، و تشکر از کامتنی که توضیح روشنی از نکته وحدت و نقطه وحدت را با ذکر منابع مطرج کردند، با عث خیر و کمک بزرگی برای درک بهتر من شد.با خواندن گفتار ۱۷۹۰ آثارالحق جلد ۱ به این بیت که میرسیم … زنکته وحدت یافتم حقیقت، سعی میکنم عاجزانه خود را به خالق کل بسپارم و از او کمک بخواهم.
وقت همگی بخیر
با تشکر فرا وان از توضیحات” F.R “در باره تفاوت نکته و نقطه؛ برای من بسیار آموزنده بود. F.R عزیز چنانچه برایتان مقدور است لطفا نام منبع / مرجعی که به مفهوم نکته و نقطه از نظر ذات و معنی پرداخته و آنها را به این صورت و با این توضیحات تفکیک کرده است ، اعلام بفرمایید.
با سپاس فراوان
با سلام
دوست عزیز ام.اف
بنده این تعاریف از اسم ذات و اسم معنی را زمان تحصیل در کتاب های درسی خوانده بودم و با توجه به معانی و مفاهیم کلمات نقطه و نکته، برداشت خود از عبارات (نکته وحدت) و ( نقطه وحدت) را بیان نمودم.
سلام و وقت همگی بخیر. خواستم از همه بابت مشارکتشان در بحث های مربوط به این مقاله تشکر کنم. من خیلی از همگی استفاده بردم.
با سلام و تشکر از پاسخ FR گرامی ،
امید وارم با عمل به اصول اخلاقی و الهی و از طریق سیاله الهی بتوانیم نظر نقطه وحدت را به خود جلب کنیم .
با سلام و تشکر از زحماتی که با تشکر لسانی قابل قدر دانی نیست. موردی که توجه بنده را جلب کرد : این پاراگراف از مقاله بود
خداوند یکتا،نظم دهنده جهان ها،خالق کل مخلوق،<>همانی »است که استاد الهی در تمام دوران زندگی اش<>به اوایمان داشت و لحظه ای از تلاش در انجام وظیفه در راه اوغافل نشد.
منظور از او کیست؟
العاقل یکف اشاره
باز ممنون از مقاله های زیباتون که باعث انگیزه جذب انرژی فراعلی هستن.
با سلام سپاس گزاروقدردان آن تای بی همتایم که بدون هیچ چشم داشتی ما را مورد عنایت قرار داد ودستمان می گیرد شاید قدم قدم راه برویم